بخش اول – ماده و تغييرات آن

تغيير و انواع آن:

مي دانيد كه ذوب شدن يخ يعني تبديل يخ جامد به آب مايع نمونه اي از تغيير در حالت ماده است اين تغيير، از آب در حالت جامد (يخ) آغاز به آب در حالت مايع پايان مي يابد.
تصوير زير، شيوه ي قرارگرفتن مولكول هاي آب در دو حالت جامد و مايع چه تفاوت هايي با هم دارند؟

درك وقوع يك تغيير هميشه به اين سادگي نيست ممكن است با تغييرويژگي هاي ديگري از ماده همراه باشد. به اين ويژگي ها خواص ماده گفته مي شود.
خواص ماده بر دو نوعند. خواص فيزيكي و خواص شيميايي.

 

  خواص فيزيكي و تغيير فيزيكي:

هنگامي كه يك ورق كاغذ پاره مي شود تنها ابعاد آن (يكي از خواص فيزيكي آن ورقه ي كاغذي) تغيير مي كند. در اين هنگام مي گوئيم كه ورقه ي كاغذ تغيير فيزيكي كرده است. در اين تغيير،جنس ورقه تغييري نمي كند. يعني كاغذ به ماده ي ديگري تبديل نمي شود.

فكر كنيد :
در اين متن به چند خاصيت فيزيكي گوگرد مشاهده شده است،‌با كشيدن خط زير هر خاصيت آن ها را مشخص كنيد:
«گوگرد جامد شكننده زردرنگي است كه در دماي 119ºC ‌ذوب مي شود و در دماي 445ºC به جوش مي آيد. اين نافلز جريان برق را از خود عبور نمي دهد وارد آب حل نمي شود» .

فكر كنيد :
آيا مي توان تغيير فيزيكي را به تغيير در شيوه ي قرارگرفتن ذره هاي سازنده يك ماده در كنار هم نسبت دارد؟
چون در تغيير فيزيكي خود ذرات هيچ تغيري نمي كند، بلكه جنبش و سرعت آن ها نسبت به همديگر تغيير مي كند.  

 

  خواص شيميايي و تغيير شيميايي:

اگر با پاره شدن ورقه ي كاغذ جنس آن تغيير نمي كند ولي با سوزاندن آن، كاغذ به ماده ي تازه اي تبديل مي شود كه ديگر كاغذ خواص اوليه را ندارد. در اين حالت كاغذ دچار يك تغيير شيميايي شده است. تغييري كه طي آن از يك يا چند ماده، ماده يا مواد شيميايي تازه اي بوجود مي آيد.

خواص شيميايي يك ماده به مجموعه خواص گفته مي شود كه تمايل يا عدم تمايل آن ماده براي شركت در تغيير شيميايي بيان مي كند. .

فكر كنيد :
درهر مورد با بيان علت ،‌تغييرهاي شرح داده شده را در دو دسته ي فيزيكي و شيميايي قرار دهيد.

تغيير

نوع

دليل

ماست پس از مدتي ماندن در هواي گرم ترش مي شود
بر اثر مصرف بيش از اندازه ي قند دندان ها سياه مي شوند
كشيدن سمباده روي يك ظرف نقره اي تيره به آن جلا مي بخشد
گوشت سرخ بر اثر پخته شدن به رنگ قهوه اي در مي آيد
سطح تيرآهن پس از مدتي رنگ سرخ مايل به قهوه اي پيدا مي كند

شيميايي
شيميايي
فيزيكي
شيميايي
شيميايي

تغييرذرات
تغيير ذرات
تغييرنكردن ذرات
تغييرذرات
تغييرذرات و زنگ زدن


 

 

  فكر كنيد :
1 – كداميك از واژه هاي زير براي بيان تغيير فيزيكي و كداميك براي معرفي تغيير شيميايي بكار مي روند.

خردكردن ، ساييدن ، ذوب شدن ، تبخير شدن ، آسياب كردن----> تغيير فيزيكي
فاسد شدن ، زنگ زدن، سوزاندن ----> تغيير شيميايي  

 

  2- براي شمع سه خاصيت فيزيكي و يك خاصيت شيميايي مثال بزنيد.

خاصيت شيميايي :‌به آساني مي سوزد خاصيت فيزيكي: جامد است – براثر گرما ذوب مي شود – رنگ آن معمولاً سفيد مايل به زرد است.  

 

  3- آيا مي توانيد تغيير شيميايي را به تغيير در ساختار ذره هاي سازنده ي ماده نسبت داد ؟ با توجه به شكل زير پا سخ خود را توضيح دهيد

بله،‌چون مولكول هاي سه اتمي گاز NO2 قهوه اي رنگ وقتي سرد مي شود به مولكول هاي چهار اتمي N2O4 بي رنگ است تبديل مي شود پس چون ساختار مولكولي عوض شده تغيير شيميايي است.  

 

  نشانه هاي تغيير شيميايي:

مي دانيد كه تغيير به دو صورت فيزيكي و شيميايي به وقوع مي پيوندد. اما چگونه مي توان اين دو نوع تغيير را از يكديگر متمايز كرد؟
با اجراي يك آزمون ساده و به كمك نشانه هاي شيميايي مي توان برخي مواد را شناسايي كرد، براي نمونه با برخي آزمايشها مي توان (آزمايش ص 7 كتاب) به وجود مس، نشاسته و كربن و دي اكسيد پي برد. به اين آزمايش هاي ساده آزمون شيميايي مي گويند.

 

 

  فكر كنيد :
معلوم كنيد كه در هر مورد تغيير توضيح داده شده فيزيكي يا شيميايي است؟ آيا با اطلاعات داده شده مي توان به اين پرسش پاسخ داد؟ چرا؟

1- يك مايع بي رنگ بر اثر گرم شدن به مرور ناپديد مي شود.
فيزيكي : چون تبخير شده است

2 – يك مايع سرد مي شود و جامدي در ظرف ته نشين مي شود.
فيزيكي :‌چون وقتي سرد مي شود مقداري از مواد محلول آن رسوب مي كند

3 – يك ماده ي جامد آبي رنگ در آب حل مي شود و آب را به رنگ آبي درمي آورد.
فيزيكي : چون ماده در آب حل شده است.

4 – يك ماده جامد آبي رنگ مي شود و بوي تندي به مشام مي رسد.
اطلاعات كامل نيست. زيرا ممكن است اين مايع وقتي به بخار تبديل مي شود بوي تند و تيز باشد يا ممكن است اين مايع بر اثر گرما با يك ماده ديگر واكنش شيميايي انجام داده باشد و بوي تند و تيز ايجاد كند.  

 

  اجزاي يك تغيير شيميايي:

در هر تغيير شيميايي ماده يا مواد تازه اي بوجود مي آيد. به اين ماده يا مواد جديد فرآورده هاي تغيير شيميايي مي گويند . هنگامي كه مقداري گوگرد و آهن با يكديگر واكنش نشان مي دهند آهن سولفيد بدست مي آيد. آهن سولفيد فرآورده اين تغيير شيميايي است. موادي كه آغاز كننده تغيير شيميايي هستند. واكنش دهنده ها يا واكنش گرها گفته مي شوند. در مثال ياد شده آهن گوگرد واكنش دهنده هستند.

با كمك يك معادله نوشتاري مي توان رابطه ي ميان واكنش دهنده ها و فرآورده ها در يك تغيير شيميايي را نشان داد. براي نمونه به معادله ي نوشتاري واكنش ميان آهن و گوگرد توجه كنيد:

آهن+ گوگرد(واكنش دهنده ها)----> آهن سولفيد(فرآورده)  

 

  ادامه بخش اول - سوختن نوعي تغيير شيميايي

هنگامي كه به يك شعله ي شمع نگاه مي كنيد يا به يك اجاق خوراك پزي، در حال نگاه كردن به يك تغيير شيميايي هستيد.


مي دانيد كه اشتعال پذيري يك خاصيت شيميايي است. در واقع ماده اشتغال پذير طي يك تغيير شيميايي كه سوختن ناميده مي شود، به مواد تازه اي تبديل مي شود. در اين تغيير شيميايي يك ماده اشتغال پذير كه ماده ي سوختني گفته مي شود، با اكسيژن موجود در هوا براي نمونه ، به هنگام سوختن شمع دو عنصر كربن و هيدروژن كه عنصرهاي سازنده ي شمع هستند با اكسيژن هوا تركيب مي شوند و آب و كربن دي اكسيد توليد مي كنند. همان طور كه مشاهده مي شود در اين واكنش نور و گرما نيز آزاد مي شود.
آهن در برابر هوا به آهستگي با اكسيژن واكنش نشان مي دهد و دچار تغيير شيميايي مي شود. به اين تغيير شيميايي زنگ زدن مي گويند. اگر چه اين تغيير شيميايي با توليد ماده اي به نام زنگ آهن يا اكسيد آهن همراه است ولي مانند سوختن شمع نور و گرماي قابل توجهي آزاد نمي كند.
به طور كلي به واكنش يك ماده با اكسيژن اكسايش مي گويند. واكنش هاي اكسايش عموماً گرماده اند. مقدار گرماي آزاد شده بر اثر اكسايش در موارد مختلف متفاوت است. در برخي از اكسايش ها كه با توليد شعله همراه اند. انرژي قابل توجهي آزاد مي شود. سوختن شمع چنين واكنشي است. شمع را از ماده اي به نام پارافين مي سازند. پارافين از تركيب شيميايي دو عنصر كربن و هيدروژن بوجود مي آيد. در اثر سوختن پارافين،‌افزودن بر توليد كربن دي اكسيد و بخار آب مقدار قابل توجهي انرژي نيز آزاد مي شود.
انسان با سوزاندن برخي مواد سوختني انرژي مورد نياز زندگي خود را تأمين مي كند.
به اين دسته از مواد سوختني كه تنها براي تأمين انرژي سوزانده مي شوند سوخت مي گويند. نفت، بنزين ،‌گازوئيل ،‌زغال سنگ و گاز شهري از جمله مهمترين سوخت ها به شمار مي روند.
آتش حاصل از سوختن همان نور و گرمايي است كه ازواكنش ماده ي سوختني با اكسيژن توليد مي شود. البته براي ايجاد آتش تنها قرار گرفتن يك ماده سوختني در مجاورت اكسيژن كافي نيست، بلكه شرط سومي نيز لازم است. گرما سومين شرط لازم براي ايجاد آتش سوزي است. شكل روبرو كه به مثلث آتش معروف است رابطه ي ميان اين سه شرط را بخوبي نشان مي دهد.

 

  فكر كنيد
گرماده يا گرماگير بودن هر يك از تغييرهاي فيزيكي و شيميايي زير را با آوردن دليل مشخص كنيد.
1 – تبخير آب
2 – پختن غذا
3 – سوختن نفت

1 – گرماگير : زيرا براي تبديل آب به بخار گرماي زيادي لازم است.
2 – گرماگير :‌براي اينكه غذا پخته شود به انرژي گرمايي نياز دارد.
3 – گرماده : زيرا وقتي نفت شروع به سوختن مي كند مقداري زيادي گرما توليد مي شود.  

 

  انرژي و تغييرهاي فيزيكي و شيميايي:

هر تغييري چه فيزيكي و چه شيميايي در ماده با تغيير انرژي – گرفتن يا آزاد ساختن همراه است. يخ بدون گرفتن گرما ذوب نمي شود و گرماي خانه ي ما نيز از انرژي آزاد شده براي سوختن نفت، يا گاز تأمين مي شود. بر اين مبنا تغييرهاي فيزيكي و شيميايي را به دو دسته گرماده و گرماگير تقسيم مي كنند. تغيير گرماده به تغييرهايي گفته مي شود كه با آزاد كردن انرژي – عموماً به صورت گرما – همراه اند. در حالي كه تغييرهاي گرماگير آن دسته تغييراتي هستند كه با گرفتن انرژي عموماً به صورت گرما به وقوع مي پيوندد.
به انرژي ذخيره شده در مواد شيميايي انرژي شيميايي مي گويند. تغييرهاي شيميايي سبب آزاد شدن اين انرژي يا افزايش انرژي شيميايي اندوخته شده در مواد شيميايي مي شوند.  

 

  سرعت تغييرهاي شيميايي :

تغييرهاي شيميايي با سرعت هاي متفاوتي روي مي دهند. در واقع آهسته و برخي تند به پيش مي روند.اگر سرعت يك واكنش شيميايي را سرعت مصرف شدن مواد واكنش دهنده با سرعت توليد فرآورده هاي آن واكنش در نظر بگيريم. در اين صورت واكنشي مانند انفجار مواد منفجره، كه در آن دهها يا صدها كيلوگرم ماده منفجره در كمتر از يك ثانيه مصرف مي شود را مي توان يك واكنش بسيار سريع دانست. اين در حالي است كه روزها طول مي كشد تا فقط سطح يك تيرآهن زنگ آهن پوشيده شود. به اين علت زنگ زدن آهن از جمله واكنش هاي شيميايي آهسته به شمار مي آيد.  

 

  كاتاليزگرها :

يكي ديگر از عواملي كه باعث افزايش سرعت واكنش هاي شيميايي مي شود، افزون موادي به واكنش دهنده هاست. اين مواد كه كاتاليزگرها ناميده مي شوند سرعت يك واكنش شيميايي را افزايش مي دهند. كاتاليزگرها خود دچار تغيير شيميايي نمي شوند و در پايان واكنش بدون تغيير باقي مي ماند.  

 

  جرم و تغييرهاي شيميايي :

از تغييرهاي شيميايي همواره مجموع جرم واكنش دهنده ها برابر مجموع جرم فرآورده هاست.به عبارت ديگر در واكنش شيميايي نه از جرم كم نه بر آن افزوده مي شود. در واقع جرم ثابت باقي مي ماند. اين مطلب قانون بايستگي جرم ناميده مي شود.

 

 

  فكركنيد
با دقت به تصوير زير نگاه كنيد. واكنش دهنده ها و فرآورده هاي واكنش نشان داده شده را مشخص كنيد. اگر مولكول هاي موجود در دو طرف اين واكنش را روي كفه ي ترازو قرار دهيد، كدام سمت سنگين تر خواهد بود؟ چرا؟

 

هر دوكفه با هم برابر هستند . چون طبق قانون پايستگي جرم در يك واكنش شيميايي جرم واكنش دهنده ها برابر جرم فرآورده ها مي باشد.  

  بخش دوم ،‌انرژي زندگي                                    
فصل 2 ،‌نور ،‌رنگ ، بينايي

ديدن :
براي آن كه جسمي ديده شود، بايد از آن جسم نور به چشم برسد. بنابراين جسم يا بايد از خودش نور تابش كند و يا نورهايي كه بر آن تابيده شده است، به طرف چشم بيننده بازتاب دهد.
جسم هايي مانند شمع روشن، لامپ روشن يا يك قطعه چوب شعله ور از خود نور تابش مي كنند. به اين اجسام كه از خود نور تابش مي كنند منير يا چشمه ي نور مي گويند. اما جسم هايي مانند ميز، صندلي،‌تخته ي كلاس و ... از خود نوري تابش نمي كنند، بلكه نوري را كه از چشمه هاي نور به آن ها تابيده است به طرف چشم ما باز مي گردانند كه در نتيجه ما مي توانيم آنها را ببينيم. به اين جسم ها غير منير مي گويند.

 

  تمرين كنيد ص 23
در جدول زير نامه چند جسم نوشته شده است. مشخص كنيد كه كداميك چشمه نور (منير) و كدام يك غيرمنير است؟

 

خورشيد

ماه

تلويزيون

سياره زهره

لامپ مهتابي

ستارگان

چشمه نور

*

 

*

 

*

*

غير منير

 

*

 

*

 

 

 

 

  نور به خط راست منتشر مي شود.

دانستيم كه براي ديدن يك جسم بايد از آن جسم نور به چشم ما برسد. به همين دليل حتي اگر جسمي در مقابل ما باشد ولي نوري كه از آن مي تابد به چشم ما نرسد ديده نمي شود.
تجربه هاي روزانه ما نشان مي دهد كه نور به خط راست منتشر مي شود. براي مثال، مسير پرتوهاي نور خورشيد وقتي از پنجره به درون اتاق مي تابد، يا از لابه لاي شاخ و برگ درختان انبوه و بلند به زمين مي رسد و يا از سوراخ يك سقف مي تابد، نشانگر اين است كه نور به خط راست منتشر مي شود.
هنگام رسم شكل، مسير نور را با خط هاي جهت دار نشان مي دهند و به هر يك از آن شعاع يا پرتو نور مي گويند. يك باريكه ي نور را مي توان مجموعه اي از پرتوهاي نور دانست.


 

 

  تشكيل سايه :

وقتي نور به جشم هاي غيرمنير مي تابد،چه روي مي دهد به جسم هايي كه نور از آن عبور مي كند جسم شفاف و به جسم هايي كه نور از آن ها عبور نمي كند جسم كدر مي گويند.
وقتي پرتوهاي نور به يك جسم كدر، كه در مقابل صفحه اي قرار دارد، مي تابد در پشت جسم برروي صفحه قسمت تاريكي ايجاد مي شود كه سايه نام دارد.


 

 

  خورشيد گرفتگي و ماه گرفتگي :

عكس زير :‌خورشيد گرفتگي سال 1378 در ايران را نشان مي دهد.


 

براي نشان دادن خورشيد و ماه گرفتگي مي توان از دستگاه شبانه روز استفاده نمود.
دستگاه شبانه روز، چگونگي ماه گرفتگي و خورشيد گرفتگي را به خوبي نشان مي دهد.


 

مي دانيد كه كره ماه به دور زمين مي گردد و ماه و زمين نيز با هم به دور خورشيد مي گردند. خورشيد چون از خودش نور تابش مي كند يك چشمه ي نور است. در حالي كه ماه و زمين جسم هاي غيرمنير هستند و نورخود را از خورشيد مي گيرند.
هر گاه در چرخش ماه به دور زمين، و هر دو به دور خورشيد،‌مركزهاي آن سه (ماه ، زمين،‌خورشيد) روي يك خط راست واقع شود به طوري كه ماه در وسط باشد،‌ماه جلوي نور خورشيد را مي گيرد و سايه آن روي زمين مي افتد. در نتيجه كساني كه در سايه ماه قرار دارند،‌خورشيد را تاريك مي بينند. در اين صورت مي گوئيم خورشيد گرفتگي رخ داده است. حال اگر زمين ماه و خورشيد واقع شود. زمين جلوي نور خورشيد را مي گيرد و سايه ي آن روي ماه مي افتد و آن را تاريك مي كند. در اين صورت مي گوئيم ماه گرفتگي رخ داده است.  

 

  بازتاب نور :

برگشت نور از سطح يك جسم را بازتاب نور مي ناميم.
اگر سطح اجسام را با دست لمس كنيم ، بعضي را صاف و بعضي را ناصاف حس مي كنيم،‌اجسام صاف را هم اگر در زير ريزبين (ميكروسكوپ) مشاهده كنيم، آن ها را ناصاف و دندانه دار مي بينيم.

اينكه مي توانيم تصوير جسمي را درون سطح هاي صافي مثل شيشه و آينه، ببينيم به دليل بازتاب منظم نور در آن هاست، در حالي كه درون سطح هاي ناصاف، تصويري ديده نمي شود.

 

 

 در هنگام روز،‌در اتاق هايي كه پنجره دارند، معمولاً چراغ روشن نمي كنيم. با وجود اين اشياي داخل اتاق را مي بينيم.علت را توضيح دهيد. د فكر كنيد :‌ص 27
را هنگام روز،‌در اتاق هايي كه پنجره دارند، معمولاً چراغ روشن نمي كنيم. با وجود اين اشياي داخل اتاق را مي بينيم.علت را توضيح دهيد.

چون نور چشمه ي نوري كه به اجسام غيرمنير تابيده بازتاب پيدا كرده و به چشم ما مي رسد و در نتيجه اجسام غيرمنير ديده مي شوند.  

قانون بازتاب نور:

بازتاب پرتوهاي نور از سطح يك جسم همواره از قاعده معيني پيروي مي كند كه به آن قانون بازتاب نور گفته مي شود. براي آشنايي با اين قانون بايد آزمايش كنيد. در بازتاب نور از سطح يك جسم، همواره زاويه ي تابش و بازتاب برابرند

تصوير يك جسم در آينه، مانند همان جسم است.

سطح آينه ي تخت صاف و صيقلي است. آينه ي تخت يك قطع شيشه است كه پشت آن را نقره يا جيوه اندود كرده اند به همين دليل مي تواند نور را بازتاب دهد. بازتاب نور از سطح آينه تخت منظم است.
وقتي جسمي جلوي تخت آينه ي تخت قرار مي گيرد، پرتوهاي نور از هر نقطه آن به آينه مي تابد. اين پرتوها پس از بازتاب از آينه به چشم مي رسند. در ظاهر به نظر مي رسد، كه اين پرتوها از محل برخورد آنها در پشت آينه وارد چشم شده اند و در نتيجه، تصويري شبيه به جشم در پشت آينه بوجود آورده اند در حالي كه مي دانيم در پشت آينه چيزي وجود ندارد، به همين دليل مي گوئيم تصوير در آينه تخت، مجازي است.

مشاهده كنيد : ص 30
روبروي يك آينه تخت بايستيد و به تصوير خود در آينه نگاه كنيد. اكنون دست چپ خود را بلند كنيد. تصوير كدام دست خود را بلند مي كند؟ تفاوت شما با تصويرتان چيست؟ نتيجه را پس از بحث در گروه به كلاس گزارش دهيد.
تصوير دست راست بالا مي رود. بدن ما يك جسم حقيقي است اما تصوير مجازي است و وجود خارجي ندارد.  

 

  آينه هاي كروي :

اندازه تصوير يك جسم در آينه ي تخت با اندازه ي خود جسم برابر است. نوع ديگر از اين آينه وجود دارد كه تصوير جسم در آن ها، گاهي از خود جسم بزرگتر است. شكل زير، نمونه اي از اين دو آينه و تصوير كه در آن ها تشكيل مي شود را نشان مي دهد.


 

 

  كانون آينه :

شكل زير طرح فعاليتي را كه شما انجام داده ايد نشان ميدهد. نقطه F ‌محل تشكيل تصوير خورشيد است كه آن را كانون آينه مي گويند. در اين شكل قمستي كه سايه زده شده پشت آينه است. تصوير در آينه هاي كوژ، همواره كوچكتر از جسم و مجاز است. يعني درون آينه ديده مي شود اما آينه هاي كاو مي توانند از يك جسم هم تصوير مجازي و هم تصوير حقيقي ايجاد كنند. تصوير مجازي در درون آينه ديده مي شود. اما تصوير حقيقي، بيرون آينه روي يك صفحه تشكيل مي شود. تشكيل تصوير حقيقي يا مجازي،‌بستگي به فاصله ي جسم از آينه ي كاو دارد.

 

 

  شكست نور :

وقتي نور به جسم مي تابد، مقداري از آن بازتاب مي كند و ممكن است مقداري از آن نيز از جسم عبور كند.

 

اما جسم هاي شفاف مانند هوا، شيشه ، آب ، طلق هاي پلاستيكي نور را به خوبي از خود عبور مي دهند. نور در يك محيط معين در مسير مستقيم حركت مي كند. در اين حالت اگر در مسير نور يك قطعه جسم شفاف عمود در مسير نور قرار گيرد،‌مسير نور در هنگام عبور از جسم هم چنان مستقيم خواهد بود. اما اگر نور در مسير خود، با زاويه اي ديگر به يك جسم شفاف مثلاً شيشه برخورد كند. هنگام ورود به شيشه مسير حركتش مقداري كج مي شود. به اين پديده شكست نور مي گويند. چون در اگر مسير حركت نور را در اين حالت رسم كنيم به صورت يك خط شكسته خواهد بود.

 

دانستيد كه نور در يك محيط بطور مستقيم حركت مي كند، به همين دليل وقتي شما عقب مي رويد ديگر نور نمي تواند از سكه به چشم شما برسد و آن را نمي بيند،اما وقتي در كاسه آب مي ريزيد، نوري كه از سكه مي آيد، هنگام خروج از آب ورود به هوا،‌مسيرش كج مي شود و به چشم شما مي رسد در نتيجه مي توانيد سكه را ببيند.  

 

  منشور :

منشور قطعه اي به شكل مقابل است از يك ماده شفاف مثل شيشه يا پلاستيك بي رنگ ساخته مي شود. وقتي پرتوهاي نور به يكي از ديواره هاي منشور برخورد مي كند و به آن وارد مي شود در اثر پديده ي شكست مسيرش تغيير مي كند. اين پرتو هنگام خروج از ديواره ي ديگر منشور نيز، دوباره دچار تغيير مسير مي شود.
حال اگر نوري كه به منشور مي تابد، نور سفيد يعني نور خورشيد باشد كه از رنگ هاي مختلفي تشكيل شده است. پاشيده (تجزيه) مي شود. علت اين پديده آن است كه ميزان شكست نورهاي رنگي مختلف ، با هم يكسان نيست. براي مثال،‌ نور بنفش بيشتر و نور سرخ كمتر از همه رنگ هاي نور تغيير مسير مي دهد. به اين ترتيب رنگ هاي مختلف نور به هنگام عبور از منشور از هم جدا مي شوند. به اين پديده پاشيده شدن مي گويند.


 

 

  عدسي ها :

اگر دو منشور را مطابق شكل به هم بچسبانيم و بعد آن سطح آن را به صورت خميده تراش دهيم. به چه شكلي در مي آيد؟
به اين شكل جديد عدسي مي گوئيم . عدسي هم مانند منشور مي تواند جهت پرتوهاي نور را تغيير دهد. همين امر سبب مي شود اجسام از پشت عدسي به صورتي متفاوت ديده شوند. ذره بين يك نوع عدسي است.
در ساخت بسياري از ابزارهاي نوري، مانند دوربين هاي عكاسي، دوربين هاي شكاري، پروژكتورها و ... از عدسي همگرا استفاده مي شود. نوعي ديگر از عدسي نيز وجود دارد كه به آن عدسي واگرا يا كاو گفته مي شود. اين نوع عدسي به اندازه عدسي همگرا كاربرد ندارد اما در ساخت عينك ها از آن استفاده ي بسياري مي شود. تصوير همه اجسام از پشت عدسي واگرا كوچكتر از خود جسم است و به صورت مستقيم ( و نه وارون) ديده مي شود.

 

اطلاعات جمع آوري كنيد. ص 38
تعدادي عينك طبي را بررسي كنيد و بگوئيد كه آيا عدسي آن ها واگراست يا همگرا . از چه روشي براي تعيين واگر يا همگرا بودن عدسي استفاده مي كنيد؟
براي تعيين محدب يا مقعر بودن عدسيها راههاي مختلفي وجود دارد
1 – آنها را در مقابل نور قرارداده هر كدام نور را متمركز كنند محدب،‌هر كدام پراكنده كنند ،‌مقعر.
2 – در عدسي هاي مقعر تصوير هميشه كوچكتر و مستقيم اما در محدب اين طور نيست. تصوير بزرگتر است.
3 – هر كدام بر روي پرده تصوير تشكيل دهند محدب هستند.  

 

  پرسش و پاسخ متن فصل دوم :
1 – نور چيست؟ غير از نور دو صورت ديگر انرژي كه مانند نور عمل مي كنند نام ببريد.

نور صوتي از انرژي است كه از منبع توليد جدا شده و با سرعت بسيار زياد در فضا منتشر مي شود. امواج راديويي، اشعه X  

 

  2 – چرا اجسام غيرمنير ديده مي شوند؟

زيرا نوري كه از چشمه ي نور به آنها برخورد مي كند پس از بازتاب به چشم ما مي رسد  

 

  3 – چند دليل بيان كنيد كه نور در خط مستقيم سير مي كند؟

الف) ايجاد سايه
ب) پديده خسوف و كسوف
ج) مشاهده ي باريكه نور از يك روزنه
ج) پشت سر خود را نمي توان ديد  

 

  4 – در چه اجسامي بازتاب نور بيشتر و در چه اجسامي كمتر است؟

در اجسامي كه سطح صاف و براق دارند، بازتاب نور بيشتر است و در اجسامي كه سطح تيره و ناصاف دارند بازتاب كمتر است.

5 – علت شكست نور چيست؟
تغيير در سرعت نور در محيط هاي مختلف است

6 – منظور از طيف نور چيست و طيف نور سفيد شامل چند رنگ است؟
نورهاي رنگي حاصل از پاشيدگي نور توسط منشور را طيف مي گويند. هفت رنگ

7 – دو نوع عدسي را نام برده و كدام نور را متمركز مي كند؟
عدسي محدب – عدسي مقعر و عدسي محدب نور را متمركز مي كند.